باسمه

 

 

آدم از مسعود بهنود –راستی چرا همه با این آقای بهنود این قدر خودمانی اند؟- توقع ندارد. برای چه این –احتمالا-  نسخه سعودی بدون دخترم هرگز را این قدر تحویل گرفته؟  

اشتباه نشود. من از این سعودی ها هیچ خوشم نمی آید. چنان پستند که اگر روزی آشکارا خواری و ذلتشان را هم ببینم خوش حال نمی شوم. چون چیز جدیدی نیست.  اما این حرف بهنود عجیب است. گفته: «اين کتاب از جهتی برای من جالب شد و آن تفاوتی است که بين مسلمانی شيعه و وهابی ها وجود دارد»  مگر مشابه ایرانی «پادشاهی محجبه» را فراموش کرده؟  اگر به شیعه گری و وهابی گری است که  ظاهرا همین آقای یسلام وهابی وقتی کالیفرنیا بوده خیلی هم لیبرال تشریف داشته. زنش فقط حق رقصیدن با برادرش را نداشته. تازه بهنود می گوید «در کتاب خود که انعکاسی وسيع در جهان پيدا کرده، چهره تازه ای از انواع مسلمانی را به نمايش گذاشته است.» بابا بی خیال! خود خانم گفته اند «هرگز يک سعودی را نديدم که به واقع جامعه غرب را بپذيرد. آن ها از تکنولوژی و امکانات بهره می گيرند اما به ما به چشم شيطانی نگاه می کنند.» بنده خدا خودش دارد می گوید که منظورش چیست و آن وقت بهنود بزرگ این قدر تابلو حرف توی دهنش می گذارد.

یک چیز جالب دیگری است که دیگر ربطی به بهنود ندارد جز این که نقلش کرده:« او رفتار اسامه را با زنان و فرزندان خود ديده و از همان جا در می يافت که چه چيز در انتظار دختران اوست " می گويد عبدالله فرزند چند ماهه اسامه از گرسنگی می گريست و مادرش، زن اول اسامه بن لادن که نجوا نام دارد و هميشه حامله بود حاضر نمی شد بطری شيرپلاستيکی ساخت اروپا ر ا در دهان او بگذارد و اصرار داشت بچه چند ماهه با قاشق شير را بخورد و بچه سير نمی شد و مدام می گريست.» کاش این خانم برای اطمینان خوانندگانش روی دسته قاشق زن اسامه را نگاه کرده بود که ساخت کجاست؟ بالاخره این کشوری است که درش بطری شيرپلاستيکی غیر اروپایی پیدا نمی شود.

*

خوب! مسعود بهنود حواسش هست چه می خواهد بگوید. آخرش نوشته « دانستن اين برای ما ايرانی ها شايد لازم تر از هر کس است و به ويژه برای آن هایی که تصور می کنند می توان الگوی مسلمانی بن لادنی را در ايران پياده کرد.»  از این کارش خوشم نمی آید. تازگی ها به جای یک بازی خوب و منطقی، می خواهد فقط گل بزند.  طفلک بن لادن هم می خواهد به شیوه خودش همین کار را بکند.

 

/ 2 نظر / 8 بازدید
amir

چرا من نفميدم چی نوشتی.احساس ميکنم يا من توباغ نيستم يا. يا هيچی

amir

چيز مهمی نيست در واقع من متن رو يه بار بيشتر نخوندم و نفهميدم جی نوشته بودی اما اون چيزی که مهمه اين واقعيت که افراد هنگامی که در يک موقعيت زمانی وتقريبا مکانی خاصی قرار دارن فضاهای گفتمانی مخصوص خودشونو تشکيل ميدن و اين موضوع اگه غليظ بشه ميتونه کار رو به جایی برسونه که افراد با اداها و اشاره های مختصر دنيايی از معانی رو به همديگه انتقال بدهند البته اين شرايط مساوی دغدغه های نسبتا همگرايی را هم ایجاد میکنه. خوابگاهی های هم دوره مثال خوبیه حرف من هم تقریبا این بود که ممکنه این موضوع جدایی مکانی فضاهای گفتگویی ما رو خدشه دار کنه که البته گریزی ازش نیست