باسمه

 

 

تازه يکی دو روز پيش متوجه معنی عبارتی شدم که سالها به کارش می بردم.

برای کارمان یک برنامه زمانی تهیه کرده بودیم. توی کار فهمیدم که عجب چیز پرتی است. در فرصتی نشسته بودم و سعی می کردم برای کار بعدی یک چیز واقعی تری جور کنم. یک نفر پرسید به کجا رسید؟ گفتم هذا یک تلاش مذبوحانه!

تا آن لحظه وقتی می گفتم تلاش مذبوحانه در اصل منظورم تلاش مضحکانه بود. حتی کلمه را هم اشتباه می نوشتم: مزبوحانه! زمان جنگ این عبارت را بیشتر برای تک ها و پاتک ها و تحرکات دشمن به کار می بردند. دشمنی که خیلی خاک بر سر بود و همه کارش مضحک و بی اهمیت بود. فکر می کردم تلاش مذبوحانه یک چیز خنده داری است. تازه دو روز پيش بود که یک لحظه به تلاش مذبوحانه عزیز و محترم توجه کردم. مذبوح که مفعول ذبح است.

سال ها پيش، خوزستان که بودیم مرغ کوپنی زنده می دادند. مردم مرغشان را که می گرفتند می دادند یک نفر همان جا برایشان سر ببرد. یک وقت می دیدی هم زمان ده دوازده مرغ سر کنده وسط کوچه ای خاکی بال بال می زند و خون می پاشد. گاهی تا يکی دو متر می پريدند، به هم می خوردند به دیوار می خوردند. گاهی باید از دستشان در می رفتی. به آن کار مرغ های سرکنده می گویند تلاش مذبوحانه.

« حرکتی که جانور ذبح شده در آخرین لحظات حیات انجام دهد کنایه از کوشش بی فایده .حرکتی به درد. جنبشی بی اراده و بی نتیجه و بی امیدواری.» به مذبوح فکر کن، مذبوح با آن ح حلق.

به خاطر اين همه سهل انگاری دلخور شدم. تلاش مذبوحانه واقعا چیز هولناکی است. دست کم خنده دار نيست

/ 9 نظر / 6 بازدید
ق

جواد! زندگی مذبوحانه چیه معنیش؟

حامد

بسم الله اول: سلام دوم: اين جريان مرغ زنده را گفته بودی قبلا سوم:بابا برنامه ريز! يه کلاس هم برا ما بذار تو رو خدا! چهارم:فاعلش چه می شود؟ پنجم: من به نتيجه اش دلخوش ترم رفتن به وزن فعيل ششم: ياعلی

محمد

سلام جواد تبریک می گم خوش باشی

برای شروع(رضا)

خواد آقا منم يه سوتی مث اين دارم.اگه خواستی برو از قاف بپرس اين قضيه توفير نمی کنيه روح الله چيه؟ درکت می کنم

حامد

بسم الله مضاف اليه: اول: جواد جريان اين تبريک محمد چيه؟:(( دوم: نوشتم بالاخره و گذاشتم توی بلاگ در مورد صندوق قرض الحسنه سوم: ياعلی

حامد بخشی

سلام. خيلی وقته نديدمت. دلم برات تنگ! چشام به راهت!‌ چيکار می کنی؟ اصفهانی نه؟ موفق باشی!

سيا

سلام جواد دمت گرم مثل هميشه نوشته هات به آدم حال ميده ميدوني من اول فکر ميکردم که ما داريم تلاش مي کنيم تا مذبوح نشيم ولي حالا فهميدم که همين تلاشه خودش مذبوحانه است من هم باهات موافقم اصلا خنده دار نيست :( ... آپديت شدم منو بخون ... عيدت مبارک. از طرف من عيد رو به خوانواده ات تبريک بگو. دلم برات تنگ شده، دل عباس هم، ديشب خوابت رو ديده. ياحق

سيا

راستي من هم هميشه خوانواده رو اشتباه مي نويسم... تازه توي متن هم يه غلط املايي دارم، اگه پيداش کردي :)