باسمه

 

 

کورش عليانی چيزی نوشته. وقتی خواندمش فکر کردم چه جالب! من هم يک همچين چيزی نوک زبانم بوده و نمی دانستم. ولی يک مشکلی که با اين آدم حسابی ها دارم-حالا گيرم رفيقم باشند- اين است که اگر طبعشان بکشد درست نقيض اين حرف ها را به همين قشنگی می گويند و آدم فکر می کند چه جالب! من هم يک همچين چيزی نوک زبانم بوده و نمی دانسته ام. اين يک مشکل تاريخی است که ما با اين آدم حسابی ها داريم. باور کنيد.

 

/ 3 نظر / 6 بازدید
beheshti

سلام. « چيز » رو خوندم ولی نفهميدم مال کدام آدم حسابی است. از قلمش که خوشم آمد هرچند تحليل شما را از آن « چيز » درک نکردم. موفق باشيد. يا حق

آرش

سلام. یک خنده‌ی بلند و تک ضرب. و بچه‌هایی که یک دفعه برگشتند ببینند چرا خندیدم. به آن‌ها؟ چه بی‌کار شاید. کورش را ببینم، نمی‌دانم این آدم حسابی را دیده است یا نه؟ باقی بقایت!

حامد

بسم الله اول: سلام دوم: ‌:( سوم: آي کيو بالا مي نويسي فکز امثال منم بکن نفهميدم! چهارم: حالا آخرش بودن يا نبودن پنجم: بابا آدم حسابي سراغ دار! ششم: ياعلي