باسمه

 

روزگارمان را نگرانم! می نگرمش (البته نه اینقدر ادبی.) هیچی نمی فهمم. گویا راحت حرف می زنید. هورا می کشید محکوم می کنید. فحش می دهید. خودم هم متاسفانه فحش داده ام و گاهی هنوز... اما راحت نبودم و نیستم. کاش دست کم اين سه چهار نفری که اينجا سر می زنند هم راحت نباشند. مطمئن نباشند.

دو تا چشم دارم، دوتا هم قرض کرده ام و نگاه می کنم و باز چشم کم آورده ام برای نگرانی.

 

 

 

/ 4 نظر / 6 بازدید
ق

ضمنا. چشم هایم برای تو

ق

...و هم لا یحزنون. داشتی تیکه رو؟ روزگاریست که ما را نگران می داری؟نه. روزگار است که ما را نگران می دارد.

ناآرام

جالبه جواد منم یادم نمیاد هیچوقت راحت حرف زده باشم. هرچند همه خلاف این رو حس میکنند

na aram

اما دارم به اين ميرسم که گور بابای روزگار ارزش نگرانی را ندارد