باسمه

 

من طرف عباسم. خدا رحمت کند مادرش را. آن حرفی که قبلا نوشتم، درباره اين ديوانه خيلی درست نيست. هرچند که اين روزها صدايش به زور در می آيد. فردا پس فرداست که برگردد و باز مثل قبل سر بچه های هیئت شان داد بزند که هوی سيد! دودره بازی درنيار. 

/ 5 نظر / 6 بازدید
مهدي قاسميان

سلام جواد عزيز . انگار از قضيه تصادف تا الان يك ماهي گذشته . دقيقا نمي دونم اما خيلي متاثر شدم شايد به اين خاطر كه خودم هم شرايط مشابهي رو تجربه كردم . براي مراسم خاكسپاري كه نرسيدم اما انگار شماها جاي خالي خيلي ها رو پر كرديد... بسپاريمش به خدا ...

shahrzad

کاش يکی به من می گفت کی می ريد که منم بيام..

قریب غریب

آقا جواد سلام . اولاً چرا توی مثالت به سید گیر دادی. ثانیاً سید یک داد عباس را با خیلی چیزها عوض نمی کند. سید از اینکه لیاقت پیدا می کند که عباس سر او داد بکشد سجده شکر هم بجا می آورد. ثالثاً سید یک مدتی دانشگاه نیست تا اینکه عباس سر او داد بکشد. رابعاً خداحافظ

جواد رف

من ديدم تنها کسي که دودر نميکنه سيده گفتم اگه بهش گيربدهم به کسي بر نمي خوره. حالا تو خودتي؟

غريبه

ميگويند شناختن آدمها (البته آدم ها ) مشكل است. اما بعضي وقت ها با توجه به شناختي كه از عباس دارم، ميبينم بعضي از دوستاني كه با عباس بوده اند(در خوابگاه و در آن خانه اي كه رسما 5 نفر و غير رسما 15 نفر مستاجر داشت) جورهايي عباس را تصوير ميكنندذ كه كسي غير از عباس نمي تواند باشد. خطوطي مشخص بر كاغذي سفيد. سفيد سفيد سفيد.