آب

  

احتمالن  گلو درد شدیدم به خاطر خوردن آب خیلی سرد چشمه لنگان است. هوا گرم بود ولی آب چشمه  به قدری سرد بود که نمی‌شد جز مدت خیلی کوتاهی دست را توی آب نگه نداشت.

این چشمه آب فریدون‌شهر را تامین می‌کند و مازادش به جای آن که مثل گذشته  به طرف کارون برود، از «تونل لنگان» رد می‌شود به سمت زاینده‌رود می‌آید. به زودی تونل خدنگستان آب یکی دیگر از سرچشمه‌های کارون را به حوضچه‌ی لنگان می‌آورد تا از  راه تونل لنگان به زاینده‌رود وصل شود.

بعد از ماجرای سدهای اطراف دریاچه اورمیه و خشک شدن بخش زیادی از دریاچه، آدم شک می‌کند که حواس‌شان هست چه می‌کنند یا نه.

انتقال آب سرچشمه‌های کارون به زاینده‌رود و یزد  مخالفانی هم دارد که معتقدند این آبی که از کارون دریغ می‌شود همان قدر که در اصفهان و یزد و رفسنجان مفید است در خوزستان هم می‌تواند مفید باشد  و زمین‌های زیادی در خوزستان به خاطر کم آبی کشت نمی‌شوند. شایع‌ترین  توجیهی که برای این تونل‌ها شنیده بودم این بود که  آب کارون  چون به خلیج فارس می‌ریزد حیف می‌شود. می‌گویند این حرف مدت‌هاست معنی ندارد چون دیگر آب مازادی وجود ندارد که هدر رود. اگر تبخیر آب در خوزستان زیاد است، دوره‌ی ثمر دادن کم‌تر است، کاهش آب کارون تولید برق آبی در مسیر این رود را  کم کرده  و دیگر این که احداث این تونل‌ها و تاسیسات پر هزینه، خرج اضافی است  و منطقی‌تر است که  در مسیر طبیعی آب فکری برای بهره‌برداری مناسب‌اش کنند.

یک بار در اهواز فکر می‌کردم حیف این آب کارون که این جا شده فاضلاب. رودخانه به شدت متعفن و کثیف بود. به نظرم آمده بود  آب در سمت اصفهان خیلی بهتر نگهداری و استفاده می‌شود. احتمالن اگر تونل‌های کوهرنگ نبودند زاینده رود زودتر و بیشتر از این کوتاه شده بود. در جلسه‌ای سخران مفصل  توضیح داد که چه طور مشکل کم آبی زاینده‌رود هیچ راه حلی جز کم کردن مصرف آب صنایع و کشاورزی ندارد حتا به قیمت کاهش تولید استان اصفهان. تا همین حالا هم از سفره‌های زیر زمینی بیش از حد برداشت شده است و باید به طور جدی آب را به عنوان محدودیت توسعه‌ی اصفهان در نظر گرفت.

  استاندار اصفهان اما همچنان به کشاورزهای آسیب‌دیده از خشک‌سالی خسارت پرداخت می‌کند و وعده می‌دهد طرح‌های دیگری برای انتقال سرچشمه‌های کارون به طرف زاینده رود در دست دارند.  دیروز از رادیوی اتوبوس شنیدم که وعده‌ی فعال شدن مجدد پروژه‌ی انتقال آب بهشت آباد را می‌داد.

 

 

 

/ 3 نظر / 60 بازدید
موسي

در خوزستان زمين‌هاي كشاورزي ما همسايه كارون هستند. اجداد ما همه نسل در نسل كشاورز بودند. الان هم پدر و برادر و عموهايم همه كشاورز هستند. خودم هم مدتي روي همين زمين ها كار كرده ام. از برنج و گندم و ذرت گرفته تا كدو و كاهو و هويج و سيب زميني و گوجه و فلفل و بادنجان و خربزه و هندوانه و بادام زميني و ني شكر و هر آنچه فكرش را كنيد قابل كشت هستند. بعيد نيست كه از ابتداي تاريخ بشر اين زمينها كشت مي شده اند. پدبزرگ مرحوم ما تعريف مي كرد كه در بهار اهالي روستا چگونه آب كارون را با زدن بند روي رودخانه روانه زمين هاي كشاورزي مي كردند. اين كار را با قرار دادن سبدهاي بزرگ در مسير رودخانه و پر كردن آنها با سنگ انجام مي دادند. در پاييز هم سبدها را پاره مي كردند تا از طغيان رودخانه به زمينهاي كشاورزي جلوگيري كنند. سي و دو سه سال است كه سد تنظيمي روي رودخانه زده اند و كانالهاي بتني محكم آب را به صورت مهدسي شده اي به سمت زمين ها سرازير مي كنند...

موسي

اما هر سال آب رودخانه پايين تر مي رود. حتي چند سال پيش آب را بر زمينهاي ما را بستند: لب از تشنگي خشك بر طرف جوي. با اين روند احداث تونل در سرچشمه هاي كارون بعيد نيست تا چند سال ديگر زمينهاي ما همه ديم و باير شوند. خلاصه داستان اين كه اصفهاني ها در سيستم سياسي نفوذ دارند و از ربودن منابع ديگران ابايي ندارند. حتي شنيده ام چهارمحاليها را هم از برداشت آب منع كرده اند. همين پولي هم كه از فروش نفت خوزستان نصيب دولت مي شود مستقيم مي رود توي جيب شهرداري و استانداري تهران و اصفهان. اگر آب كارون آلوده و متعفن شده است دليلش بي پولي سازمانها و كارخانجات دولتي خوزستان است. خلاصه وقتي كه به اين داستان غم انگيز فكر مي كنم به اين نتيجه مي رسم در مقابل اين افزون طلبي ها خوزستان پناهي غير از خدا ندارد.

جواد رف

فقط یه چیزی رو هم باید یادآوری کنم که شاید جاش توی متن خالیه. اونم اینه که خود این سرچشمه ها هم مدتیه که با خشک شدن فاصله ای ندارند. منظورم اینه که این تونل ها احتمالن حتا مقرون به صرفه نیستند چون آب خیلی ناچیز و کمی رو منتقل می کنند. خلاصه یعنی تو این شرایط واقعن خیلی فرقی نمی کنه که آب کدوم وری بره بس که کمه. و البته قبوله که آب هر چی کم تر با ارزش تر. ولی در کل ما داریم درباره آب خیلی کمی حرف می زنیم.