روزانه

 

 

  

 

   متوجه شدم اتوبوس راه هر روز را نمی‌رود. باید بعد از پل می‌رفت توی دور برگردان ولی با سرعتی غیرعادی مستقیم رفت. گاهی دیده‌ام کسانی  اتوبوس اشتباهی سوار شده‌اند. یکی‌شان کنار خودم نشسته بود و بد اشتباهی کرده بود و راهش خیلی دور می‌شد. مرد بالغ و باسوادی هم بود ولی زیادی هول شده بود و می‌گفت این طرف شهر را درست بلد نیست.

دیدم اتوبوس مسیر هر روز را نمی‌رود، نگران شدم. به سمتی می‌رفت که خیلی نمی‌شناختم. مانده بودم مشکل کجاست؟ من اشتباهی سوار شده‌ام؟  راننده راه را بلد نبود؟ یا از رفتن یک راه تکراری افسرده شده بود و علیه زندگی روزمره قیام مختصری کرده بود؟ اتوبوس‌رانی یک خط ویژه برای نوروز اضافه کرده بود؟ یک عملیات انتقامی - تروریستی بود؟  مانده بودم چه طور از راننده چه بپرسم؟ اعتراض کنم؟ عذرخواهی کنم؟ دلداری‌اش بدهم که طوری نیست همه‌مان همین جوری هستیم، تهدیدش کنم که بالاخره به دست عدالت گرفتار خواهد شد،خودم را به حواس پرتی بزنم و پیش از آن که هم‌دستان احتمالی‌اش مانع‌ام شوند به 110 زنگ بزنم؟ یادم هم نیست دقیقن چه پرسیدم.

راننده فقط مسیر را تغییر داده بود تا پیرمردی را سر میدان پیاده کند و برگردد. پیرمرده توی راه دست بلند کرده بود و سوار شده بود و درست هم بلد نبود باید کجا برود.  اتوبوس هم که خلوت بود و شهر هم نیمه تعطیل. رساندیمش و سر به راه همیشگی شد.

/ 1 نظر / 23 بازدید
به یاد ماندنی

همیشه با کمی تامل و فکر می توانیم از پیش داوریها دوری کنم موضوع جالب بود اما اگر کمی در تنظیم جملات با حوصله کار می کردی عالی بود .