زیر بوته های گون

 

جیرجیرک نشسته روی بوته ی گون

مارمولک

 

سه شنبه 11 مرداد 1390

ساعت 9 و 14 دقیقه صبح یک جیرجیرک  بزرگ روی بوته‌ی گون ساکت و بی‌حرکت بود. نمی‌دانم چرا سعی نمی‌کرد پنهان شود. اگر حشره‌خوار بودم بی شک صبحانه‌ای لذیذتر و مقوی‌تر از این جیرجیرک سبز و صورتی  و آب‌دار در آن دشت متصور نبود.

ساعت 9 و 33 دقیقه صبح کمی آن سوتر  یک مارمولک  که شاید فکر کرده بود من مارمولک می‌خورم سعی می‌کرد زیر یک بوته‌ی گون پنهان شود.

خوردن جیرجیرک و مارمولک؟ آن هم در روز اول ماه رمضان؟ عکس‌شان خیلی بد نشد. مخصوصن مارمولک.  مارمولک فققط با احتساب طول  دمش می‌توانست چند سانتیمتری از جیرجیرک بزرگ‌تر باشد و نمی‌دانم اگر با جیرجیرک  بوته‌‌ی همسایه روبه‌رو می‌شد، چه می‌توانست کرد.

*

کتیرا محصول مستقیم گون‌هاست و یک نوع عسل معطر و دارویی محصول غیر مستقیم‌شان. گون‌های باقی مانده را که  رعیت سازمان منابع طبیعی هم هستند، مردم عمدی و سهوی آتش می‌زنند، خراب می‌کنند، برای گرفتن کتیرا ساقه‌های‌شان را بی رویه تیغ می‌زنند،  از ریشه می‌خشکانندشان و زمین‌شان را برای کشاورزی دیم و ساختن ویلاهای متروک تصرف می‌کنند. باران  هم که سال به سال دریغ از پارسال. «و ضاقت الارض و منعت السما» بیش‌تر گزارش وضع جانوران و گیاهان این دشت‌های «حفاظت شده»  است.

وضع بعضی از دشت‌های گون جوری شده که  لازم است آن حدیث‌ام درباره‌ی درختان بلوط را تکمیل کنم: همانا از من نیست آن که شکستن شاخه‌های درختان بلوط را سبک بشمارد  و در استان‌های  اصفهان و چهار محال و بختیاری  بوته‌ی گون را نابود کند.

 

 

/ 1 نظر / 58 بازدید
میم نون

توی دیار ما دیگر نه گونی هست نه گیاهی نه کتیرایی از بس هوا گرم است و خشک سالی دیگر برفخانه هم برق ندارد دیگر شیرکوه هم کبک ندارد