16 شهر رمضان 1329/شهریور 1290

 

 

 

   خانم عزیز من، الان که نفس آخر من است و بعد از نوشتن این نامه تیرباران خواهم شد از دور با این حالت که با کمال استقامت و قوت قلب به جز تو یاد دیگری نیستم می‌میرم در صورتی که تو در نظر منی. این کاغذ مرا صفوت السلطنه به شما می‌رساند و یادگار آخر من است که پیش تو می‌ماند. نگویی مرا فراموش کرده. زنجیری که تو در وینه به من یادگار داده بودی به گردن من است که زنجیر را خواهش کردم کسی از گردن من بیرون نیاورد. افسوس می‌خورم که دیدار تو را که بهترین آرزوی من بود در امامزاده جعفر ورامین در نفس آخر به گور بردم. از خدا سلامت تو را می‌خواهم و تو را به خدا می‌سپارم. نعش مرا اگر به قولی که به من داده‌اند به شهر آوردند، هر کجا که خودت میل داری بده دفن کنند.  این بدن سوراخ سوراخ من با یک گرمی مفرطی تو را وداع می‌کند. دری و سایر را از طرف من سلام برسان. 48 هزار تومان اسکناس، 14 هزار مناط روسی در جیب دارم، نمی‌دانم به تو خواهند داد یا خواهند برد.

دوست گرفتار تو-علی

از کتاب قمر در عقرب.

نویسنده ی نامه در دربار خدمت کرد ، درسی خواند و فرنگی رفت و مشروطه خواه شد  و تلاش زیادی کرد و به گفته خودش از ترس دو پاره شدن ایران باز به استبداد صغیر پیوست و شکست خورد و اعدام شد.

/ 1 نظر / 54 بازدید
amin

wow ... cheghad ghabele lamse