اتوبوس

 

 

 

 

 

سر صبح دهن مردم بوی سیگار کهنه می‌داد و زیاد می‌شد که دماغم برود توی دهن‌شان.  صندلی گیرم نیامده بود  و با هر تکان اتوبوس تعادلم را از دست می‌دادم. عرق کرده بودم و کیفم را هم تقریبن روی سرم گذاشته بودم که لپتاپ له نشود. فاصله‌ی ایستگاه‌ها به زور پنجاه متر می‌شد و  راه نیافتاده به ایستگاه بعدی رسیده بود و با تکان شدیدی می‌ایستاد. دیر شده بود و راننده هم سرش را برده بیرون و یک موتورسوار را به فحش و فحشا گرفته بود. و همه‌ی این نکبت تنها یک بخش از سه بخش راه بود. دو بار دیگر هم باید سوار اتوبوس یا تاکسی می‌شدم تا برسم.

*

راحت طلبی و تن‌آسایی فضیلت نیست که کسی به آن مباهات کند  ولی دیگر سوار نشدم. تاکسی هم پول خرد می‌خواهد، صبر می‌کند تا پر شود، بین راهی سوار نمی‌کند، خانم کنارم باشد باید بچسبم به در  اما بدترش وقتی است که وسط باشم، باید خودم را بکشم بالا که عرض‌ام کم‌تر شود یا هی پیاده و سوار شوم که طبق یک قانون نانوشته‌ی  تاکسیرانی اصفهان، هیچ وقت یک مرد  وسط  نباشد و دو  زن کنارش یا برعکس.

پیش آمد که ماشین نداشتم. محصولات ایران خودرو وقتی از کارخانه بیرون می آیند هنوز تمام نشده‌اند و بخش نهایی فرایند ساخت‌شان را نزد خریدار طی می‌کنند.  هر وقت ماشین  برای تکمیل فرایند ساخت و رفع اشکال توی نمایندگی بود، آزانس می‌گرفتم یا زنگ می‌زدم به یکی از همکاران که سر راه بیاید دنبالم.

هر  بیست دقیقه یک اتوبوس از کنار خانه‌مان رد می‌شود و  کنار محل کارم یک ایستگاه دارد. کلن از این خط بی خبر بودم. به جای خیابان‌های وسط شهر  از اتوبان می‌رود. ایستگاه‌هایش کم است و به جز معطلی معمول، بیست و پنج دقیقه برای من راه دارد. با ماشین خودمان ربع ساعت است. به ندرت بیش از حد شلوغ می‌شود و حتا صندلی خالی هم دارد. سوار می‌شوم و صندلی باشد می‌نشینم و  کتابی را ورق می‌زنم. این بیست دقیقه  کم‌کم شده یکی از دلخوشی‌های روزانه. مخصوصن عصرها عالی است. خلوت، آفتابی، آرام. کسی اهلش باشد چه بسا  جای خوبی برای عاشق شدن است: )

راننده‌ها هم بعد از ظهرها خوش اخلاق‌ترند و حتا مسافرها را به یاد می‌آورند. قدم‌زنان سمت ایستگاه می‌رفتم. نگه داشت که سوار شوم، شناخته بود. تیپ یک نفرشان شبیه اسانلو است. در این سال‌ها که کاری به حمل و نقل عمومی نداشتم خطوط اتوبوس یک تغییر دیگر هم کرده‌اند. دیگر بلیط در کار نیست. قبلن از ده تابلیط دست کم هشت تا توی جیبم پاره می شدند. حالا کارت مغناطیسی یا همچین چیزی دارد که فقط باید گاهی شارژ شود. هرچند  قطعن وضع اتوبوس هایی که صبح از وسط شهر رد می‌شوند  هنور هم ناقض حقوق بشر است.

/ 3 نظر / 6 بازدید
mvcloob

آهنگ جدید و فوق العاده زیبای از امی مسیح ( Emi Mashi ) به نام عاشقتم که یه کار لاو فان هست پیشنهاد می کنم حتما دانلود کنیدو امتياز بدهيد.. با لینک مستقیم پخش اختصاصی از کمپانی MVCLOOB به زودی شاهد عرضه آلبوم این خواننده نسل جدید از طریق کمپانی بزرگ MVCLOOB باشید.

محبوبه

این هم از دستاوردهای دولت بعد از نهمه؟[چشمک]

amin

inja sherekataie otobus rani ie tabligh daran ke age bus savarshin mitunin ketab bekhunin