مثل ساعت!

 

 

 

معلوم نیست چه بلایی سر استانداری آمده که در سه هفته‌ی  گذشته سه بار ساعات کار را تغییر داده‌اند. آن هم با سرعتی که حتا فرصت نکردند بخش نامه‌اش را ابلاغ کنند و هر بار عصر جمعه هول هولکی در اخبار استان  اعلام کردند. دیروز بانک بودم  و کارمندان رسمن نمی‌دانسند تا چه ساعتی سر کارند و فردا صبح چه ساعتی باید سر کار بیایند و تا کی سر کار بمانند.

 یک هفته به ماه رمضان شروع کار  در استان اصفهان ساعت شش و نیم صبح  اعلام شد. ظاهرن برای کاهش هزینه برق ادارات دولت. این فرق می‌کند با  آن مصوبه‌ی مجلس که ساعت‌ها را یک ساعت جلو کشید و دولت مخالف  بود.

کلاک شهر به هم خورد. ساعت آغاز و پایان کار همه مثل هم نیست؛ بعضی باید کمی دیرتر و بعضی کمی زودتر  شروع کنند. وقتی ساعت این طوری به هم می‌خورد مدتی طول می‌کشد مردم  باز هماهنگ شوند. یک هفته بعد به بهانه‌ی ماه رمضان  طبق انتظار ساعت‌های کار کم شد  و حالا یک هفته بعد از شروع رمضان  باز ساعت‌های کار تغییر کرده‌اند. شروع کار از هشت و نیم به هفت آمده و ساعت پایان کار ادارات 12:30 شده است. شرکت‌ها تازه ساعت 9 شروع می‌کنند و با این وضع فقط سه ساعت هم‌پوشانی می‌ماند که لابد کافی است. خارج از این بازه‌ی زمانی واقعن معلوم نیست که به در بسته بخوری یا نخوری. دو سه هفته‌ی دیگر رمضان تمام می‌شود و برای بار چهارم ساعت کار تغییر می‌کند اگر در این مدت تغییری نکند.

حالا یک ساعت جلو تر یا عقب‌تر چه قدر مهم است؟ چه به بهانه‌ی ماه رمضان چه کاهش هزینه‌ی برق یا هر دلیل دیگر، کار خوبی نیست زمان‌بندی یک شهر/استان را با این شتاب‌زدگی به هم بریزند و در این مقام و موقعیت این قدر سهل‌گیرانه با ساعت بازی کنند.  از طرفی یاد  آن ماجرای هاله‌ی نور می‌افتم  که هواداران سابق‌اش بهانه می‌آوردند که حالا طرف یک حرفی زده و مگر این حرف چه ضرری به جایی می‌زند؟ اهمیت این جور حرف‌ها یا کارها  در این است که از  وضع  عقل در  فرد یا مجموعه‌ای –متاسفانه-  موثر خبر می‌دهد .مهم است؟ نیست؟

 

/ 1 نظر / 42 بازدید
آرش

راست گفتی جواد.