باسمه


حامد دو روز نرفته سرکار و چیزی نوشته که البته هنوز جای کار دارد. من شرمنده ام. شاید از این که من نوشته اش را این جوری خوانده ام ناراحت شود شاید هم نه. گاهی خيلی بيشعورم.

/ 5 نظر / 6 بازدید
majid

ajab! man didam har chi mikhoonamesh hichi nemifahmam aa! hala mibinam chizi o ke man nemifahmam yeki dige naghd esh mikone! kheyli shootam mese ke!

كتكله

سلام! وبلاگ خوبي داري! كتكله باز هم برگشت و اين بار در آدرس زير مي نويسد!! ممنون ميشم سر بزني!!

حامد

ممنونم جواد جان!

جواد رف

قابلی نداشت :)

ق

سلام جواد! من هزار بار بهش گفتم اين چيزها را(حالا تو بگو چرنديات) در وبلاگت نذار. قبلا كه فلسفه مي بافت هم همين طور ، اصولا نه حال خوندنش رو داشتم و نه مي فهميدم چي هست، ولي گوشش به حرف ما نبود و نيست. اين مطلب رو هم فقط تا كلمه ي ‍ «دگر ديسي » اش خواندم و صفحه رو بستم. بهش هم گفتم. الان كه نوشته ي تو رو خوندم فهميدم كه نه بابا مثل اينكه حال حامد خوب نيست واقعا! عباس هم كه ديدي چه كامنتي گذاشته براش. در كل ولي جواد از هرچه بگذريم تو هم بي رحم كه بشي مثل اين كه خفن تر از اوني مي‌شي كه فكر مي كردم نه؟