طلا و شیر

 

 

   روی نرده‌های محوطه‌ی سبز کاخ نشسته بود و حرف‌های احمقانه می‌زد. بحث‌مان این بود که قبلن در حوض‌های بزرگ کاخ، آب طلا بوده یا شیرخالص گوسفند. در مقایسه، نظریه‌ی من منطقی و مقرون به صرفه بود. چون ملکه با شیر حمام می‌کرد، می‌توانست مازادش را بریزد توی استخر کاخ در حالی که طلا در حالت طبیعی حتا مایع نبود. دیوانه قبول نمی‌کرد و معتقد بود طلا در خالص‌ترین شکل‌اش به صورت مایع است و اگر پول کافی داشته باشیم -که شاه داشت- می‌شود استخر را با این طلای مایع و خالص پر کرد. بنا بر این استخر کاخ در زمان شاه با طلا پر شده بود نه با شیر گوسفند.  کتاب علوم را هم قبول نداشت و بحث‌مان به جایی نرسید. ناچار هل‌اش دادم و از عقب افتاد توی چمن‌های کاخ و شلوارش گیر کرد به نرده  و سرتاسر جر خورد.

 

بچه‌ی بی‌جنبه‌ای بود و قیامتی به پا کرد و می‌خواست با اغراق در ارزش شلوار و درد ناچیز خراش پا، شکست در مناظره را جبران کند. آخرش هم مسوولین اردو برایش یک شلوار نو خریدند و ساکت ‌شد.

 

 

/ 1 نظر / 6 بازدید
سوده ط

البته هر دو درست می گفتید.طلا در اصل شکل پذیری بالایی دارد و در حالاتی مایع هم می شود ولی خوب شیر مقرون به صرفه تر است[نیشخند]