از آینه

 

 

قیچی‌ا‌‌ش را با دقت در موهای نازک باقی مانده حرکت می‌داد و  بیشتر از وقت‌های دیگر مواظب بود مبادا یک تار مو اشتباهی کوتاه شود. گفتم خیلی دلم می‌خواهد  موزر را بردارم و سرم را از ته بزنم. یک وسوسه‌ی مضمن است، مخصوصن وقتی موهایم خیلی بلند می‌شود بیشتر  هوس می‌کنم که ناگهان سرم را سبک کنم. انگار موضوعی بدیهی باشد گفت: همه‌ی مردا دل‌شون می‌خواد. ولی کسی نمی‌کنه، خودمم دوست دارم.

دست کم  سه دهه است که برای خودم مردی‌ام و از این علاقه‌ی مشترک چیزی نشنیده بودم.

 

دکان آینه‌های موازی  و حرف‌های خنده‌دار و شایعات و اخبار کوچه‌های اطراف  و مجله‌های زرد و صفحات حوادث و کلن  سلمانی‌ها آینه‌ی بخش زرد و مبتذل وجود آدم‌اند.  تمام سلمانی‌های موفق ناخودآگاه به این درک رسیده‌اند و شرایط لازم برای زرد بودن بی‌تعارف مشتریان‌شان را فراهم می‌کنند. هیچ جای دیگری، هیچ وقت دیگری نمی‌شود که بنشینم و  دو سه صفحه مصاحبه‌ی دوزاری با یک هنرپیشه‌ی گم‌نام را بخوانم آن هم خیلی جدی و با دقت.

انواع شانه و قیچی و برس و آب‌پاش دور سرم در گردش بودند و کم  مانده بود خوابم ببرد.  بدترین بخش وقتی است که طبق سنت این شغل، آینه را پشت سرم می‌گیرند و یاد نابودی جنگل‌ها می‌افتم. درچند سال گذشته هر بار  که آینه از پشت سر می‌آید غافل‌گیر می‌شوم و نگران سیاره.

 

*

 ظهر سرم را گذاشتم  روی میز. چند ثانیه بعد که چشم باز کردم  به تصویر چشم و گونه‌ام  در شیشه‌ی میز خیره شده بودم. خیلی نزدیک بودم و می‌شد شیارها و چین‌خوردگی‌های  صورت را دید که عمیق‌تر و بیشتر شده‌اند و می‌شوند. گزارش حافط  را درباره اثر مات کننده‌ی آه بر آینه، تایید می‌کنم: آینه دانی که تاب آه ندارد.

/ 5 نظر / 10 بازدید
amin

man miram ie salmunie arzun (sorate rah andakhtane moshtari barashun mohemme). in service aine gereftano anjam nemidan khoshbakhtane. kheili aalie :)

amin

ie nokteie dige - kollan alan mode 40 sal be bala kachale az bikhe :)

amin

in poste kachalio fek konam faghat khodamo khodet dust darim :)

ازگمی

پاشو برو بیرون ببین دنیا فقط خانه نیت که اینقدر تنگ باشد.مثل خیلی های دیگه.یه بهانه ایی جور کنو برو. تو که میتونی جواد جان[عینک]