عکس‌ها و خبرهای توزیع ساندویچ و ساندیس در مراسم ورزشگاه آزادی را  می‌دیدم. چند روز پیش هم تصاویر هجوم مردم در  توزیع بستنی مجانی در یکی از مناطق تهران منتشر شد. توزیع غذا و نوشیدنی در مراسم بزرگ  مشکلی قدیمی است. عجیب است چون بالاخره یک تجربه نذری دادن و نذری گرفتن هست که کمکی به تکنولوژی توزیع  با سرعت زیاد در حجم انبوه نکرده. در یک مانور امداد و نجات، توزیع غذا بین خود امدادگرها به قدری بی‌نظم و طولانی و حتا توهین‌آمیز  بود که عده‌ای منصرف شدند و گرسنه ماندند. در شرایط واقعی  این‌ها باید به مردم غذا وکمک  می‌رساندند.

*یک پیشنهاد رضاخانی این است که  امدادگرها مدتی در فست فودهای معتبر دوره ببینند که البته کافی نیست. معمولن به  بخش توزیع خوش‌بین نیستیم و چند تا دلال سودجو حساب‌شان می‌کنیم ولی آن «تولید به مصرف» محبوب، شاید در یک روستا جواب دهد ولی در یک جمعیت بزرگ حتمن  فاجعه است.

 * وقتی خدمات مجانی است تصور غالب این است که اگر نگرفتم از دستم رفته و هیچ حقی ندارم. توزیع ژتون شاید این مشکل را کمی برطرف کند و هجوم به محل‌های توزیع را کاهش دهد. حتا در وضعیت بحرانی مثل سیل و زلزله هم می‌شود به سرعت بین مردم ژتون‌هایی برای دریافت غذا و احتیاجات‌شان توزیع کرد. دست کم مدرکی است که نگرفته و امیدی است که بالاخره می‌گیرد!

*یک جمعیت بزرگ بدون دسته‌بندی،  آسیب‌پذیر و خطرناک است. در مثال «تجمع هلال احمری‌ها در ورزشگاه آزادی»، می‌شد از ساختار خودشان استفاده کرد و توزیع غذا را دو مرحله‌ای کرد و مثلن توزیع غذا برای هر شهر را به خودشان سپرد. مثل هیات‌های محرم هر کسی به سمت  دسته و  اتوبوس خودش می‌رفت و ساندویچ و ساندیس‌اش را می گرفت و به سلامت. در مواردی مثل جنگ و زلزله و سیل هم امدادگرها باید هم‌زمان با امدادرسانی، جمعیت آسیب دیده را سازمان بدهند و به گروه‌های کوچک چند صد نفری تقسیم کنند.

*ولی محتمل‌ترین شرایط این است که چیزهایی که داریم کافی نیستند. گاهی  قایق‌های نجات کم است و به خیلی از خوش‌تیپ‌های تایتانیک، ساندویچ و پتو و چادر و لباس و دارو نمی‌رسد و می‌میریم یا به منابع محدود حمله می‌کنیم و بقیه را زیر دست و پا له می‌کنیم. آن  تجربه‌ی‌ سالانه‌ی یک ماه روزه‌داری و بی‌حالی هم مثل تجربه‌ی نذری ظاهرن این وقت‌ها جواب نمی‌دهد.

 

/ 3 نظر / 105 بازدید
ره گذر

میگم فرض کنیم قرار باشد به پیشنهاد شما کوپن بدهند بعد خود کوپن دادن یک پروسه پیدا می کند بروند چاپ کنند بیارند و بعدش هم توزیع کنند یعنی همان حکایت قبلی تازه این دفعه برای کوپن ان چیزی که احتمالا بعد از گرفتن بشود بازار سیاه برای ان درست کرد. بعضعی وقت ها آدم نظریه می دهد هــــــــــــــا

ماه

وبت عالییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی اگه سربزنی خوشحال میشم نظرم بده

آرش

ظاهرا نه تنها ربط بین نظر و عمل که زنجیر بین اعمال هم پاره شده است.