خورشت گل کلم

 

بوی خورشت توی خانه پیچیده و ضعف کرده‌ام. زیاد ندیده‌ام کسی با گل کلم خورشت درست کند. خیلی‌ها گل کلم را فقط در ترشی استفاده می‌کنند. مثل خورشت قیمه است با لپه و گل کلم. توی خوابگاه که درست می‌کردم بچه‌ها دوست نداشتند ولی من هلاکم برای این غذا.

بچه که بودیم کلم‌ها را درخت می‌دیدم. خودم را غولی می‌دیدم که درخت‌های تنومند را می‌خورد. این تصویر همیشه با این غذا همراه‌ام بوده هنوز هم درخت‌های تنومند خورشت را می‌خورم.  سعی کردم از این تصویر برای علاقمند کردن سحر هم استفاده کنم ولی استقبالی نکرد. نمی‌دانم کدام خاطره است که این همه بوی این غذا را با خوبی و شادی گذشته- در کودکی- پیوند زده. فقط مطمئن‌ام هر وقت این غذا سر سفره بود من خوش‌حال بودم. شاید چون مامان هر وقت سرحال بود این غذا را درست می‌کرد، شاید به خاطر درخت‌های توی غذا، شاید هم به خاطر خود گل کلم. این گیاه یک جور فرکتال شاد و سر حال و پاکیزه  است. از یک طرف شبیه ابرها است، زیباترین ابرها، ابرهای گل کلمی‌اند و از طرفی وقتی تکه تکه شود شبیه درخت‌هاست.

*

اعظم هم این خورشت را نمی‌شناخت و حالا هم فکر نکنم خیلی با ذائقه‌اش جور باشد ولی بس که من ذوق می‌کنم، درست می‌کند. مثل حالا که بوی‌اش در خانه پیچیده و ضعف کرده‌ام و این موذن هم که  معلوم نیست کجاست.

/ 5 نظر / 34 بازدید
ابوذر

سرگرمی من گاز زدن به گل کلم های خام داخل زنبیل پلاستیکی بود

راحله

دووو دووو رووو دوو دوو گل کلم

سوده ط

چه خانم خوبی! هزار ساله حامد در حسرت ورود بادمجون به خونه ما مونده؛آخه من دوست ندارم پس درست هم نمی کنم![زبان]

مستی

سلام خوش بحالت باز توی این دنیای وانفسا با یه چیزی حال می کنی![چشمک]

علی

سلام ببخشید می پرسم ولی کدوم خوابگاه؟ مگه توی خوابگاه غذا نمی دادن؟