توت های خیابان اصفهان

 

 

 

زنده‌ترین میراث صفویه در اصفهان درخت‌های توت پارک‌ها و باغ‌ها و کنار خیابان‌هاست.  اردیبهشت و خرداد فصل توت است. توت‌های سفید و سرخ  و سیاه می‌بارد و ملت یا از  درخت‌ها آویزانند یا چادری زیر درخت‌ها پهن کرده‌اند و با لگد  و لنگه کفش به جان درخت افتاده‌اند. چند درخت توت فوق العاده را نشان کرده‌ام .پارسال که با اعظم سراغ‌شان رفتیم دیدم یکی قبل از ما خدمت‌شان رسیده. خوبی درخت توت این است که هیچ وقت آدم را دست خالی بر نمی‌گرداند. مخالفانی هم دارند. به نظر عده‌ای وضع درخت‌های توت در این فصل برای شهر خوش منظره نیست حتا پیشنهاد شد شهرداری درخت‌های توت را با درخت‌های تزیینی دیگر عوض کند.

 صنعت تولید ابریشم  هم مثل سیب زمینی با مهاجران ارمنی و گرجی در زمان صفویه به اصفهان آمد. جلفا گویا ربطی به جولاه و بافتن دارد. مهم‌ترین تجارت دوره‌ی صفویه تولید و تجارت ابریشم بود و به قدری مهم بود که در زمان شاه عباس اول و مدتی پس از او خرید ابریشم در سراسر کشور  منحصر به شاه صفوی می‌شده و فروش آن به هر کسی جز نمایند‌گان شاه جرم بوده. حدس می‌زنم درخت‌های توت فعلی  باید از نسل همان باغ‌های توت در دوره‌ی رونق تولید ابریشم باشند. جایی دیدم که باغ‌های توت در یزد و اصفهان و کاشان بعدتر با مزارع خشخاش جایگزین شدند. این روزها در اصفهان  نشانی از تولید ابریشم نیست-یا من نمی‌دانم- جز نام‌هایی در گوشه  و کنار. در  یکی از قسمت‌های سریال قصه‌های مجید، مجید می‌رود اردو، کجا؟ باغ ابریشم. باغی است نزدیک اصفهان که شنیده‌ام بخشی از یک باغ قدیمی است .حالا آن چه که مانده  یک اردوگاه تفریحی وابسته به آموزش و پرورش است. کلن اسم آن جا شده شهر ابریشم .

ابریشم را به اروپا می‌بردند و نقره می‌آوردند که سخت مورد علاقه و نیاز صفویه برای تمرکز گرایی و  پرداخت هزینه‌های لشکر و کارهای عمرانی بود. به خاطر فروش ابریشم خزانه‌های اصفهان پر از نقره‌های اروپا شدند. کارگاه‌های فعلی نقره‌کاری و تولید ظروف نقره‌ی  اصفهان با همین نخ ابریشمی به درخت‌های توت سطح شهر وصل می‌شوند. فقط هم نقره نیست که به درخت‌های توت مدیون است، کارگاه‌های فرش دستباف ابریشمی هم از صنایع تبدیلی آن زمان‌اند.

زیاده روی کنم! شاهان صفوی مشکل تقاضای زیاد ابریشم در داخل را هم داشتند که صادرات را کاهش می‌داده و برای همین هم تولید  پارچه‌های کتان را افزایش می‌دهند تا از مصرف داخلی  ابریشم بکاهند و حتا شاه عباس در حرکتی نمادین لباس کتانی می‌پوشیده. آن کارگاه‌های کوچک نساجی بعدن گره می‌خورند با جنبش مشروطه و تشویق علما به استفاده از کالای داخلی به خصوص پارچه برای مبارزه با پارچه‌های انگلیسی و  تاسیس شرکت اسلامیه و کارخانه‌ها توسعه می‌یابند. تا همین بیست سال پیش هم  کارخانه‌های نساجی در اصفهان زیاد بود. دبیرستان که می‌رفتم طرح کاد را در بخش تراشکاری یکی از این کارخانه‌ها گذراندم. بزرگ بود و حتا داخلش نانوایی مخصوص داشت. حالا همه‌شان جمع شده‌اند. آن جا که من می‌رفتم خانه و آپارتمان شده. یکی دیگر شده سالن همایش‌های شهرداری و سوله‌ی بزرگش هم پارکینگ سر پوشده است و...

خلاصه کنم.  همین درخت‌های توت در گوشه و کنار مانده‌اند که اگر کسی تاریخ و گذشته‌شان را هم نداند باز توت های‌شان  انصافن خوش مزه‌اند و منتظرشان‌ام.

 

 چن سال پیش هم چیزهایی از توت ها نوشته ام.

  
نویسنده : ج ; ساعت ٧:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٢/۱٢