دختر همساده

.

.

.

.صبح دخترک همسایه‌مان نشسته بود دم در واحدشان  و بند کفش هایش را می بست و با خودش یا نمی‌دانم که، غرغر می کرد.

...دختره فقط گنده شده! هیچی عرضه نداره. تازه داداشش باید بیاردش. اون داداش گنده اش! قد گوریله! اه! اه! من که گفتم کفش بندی نمی‌خوام. کوفتی! ...

 

* من هم معمولن صبح ها اعصاب مصاب درستی ندارم : )

 

  
نویسنده : ج ; ساعت ۱:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٢٠