فرسودن جان

 

می خواهم برنامه نویسی اندروید را تجربه کنم. گوگل مسدود کرده. وی پی ان می زنم هر ده دقیقه یک بار قطع می شود. جست و جو می کنم . فایل ها و آپ دیت های  لازم را انجمن های  برنامه نویس هم وطن  دارند. عضو ده تا انجمن می شوم. سایت هایی که فایل هایشان را آپلود کرده اند فیلتر است یا لینک ها شکسته  یا روی فایل های زیپ شده شان پسورد گذاشته اند و باید بگردم ببینم چی از کجا بود و پسورد ها اشتباه می شود. از هر جا یک چیزی دانلود می کنم با هم نمی خوانند.

لامصب! اونا مسدود می کنن تو دیگه فیلتر نکن. کار پوچی می کنم برای ساده ترین چیزها باید ان قدر کلک و ترفند بزنم که دست آخر خودم هم بین این همه توصیه و صفحه و لینک و فیلتر شکن و وی پی ان گیج  می شوم.  شوخی نمی کنم. با ارتش های سایبری دو تا دولت طرفیم. الان تنها کاری که می شود تو اینترنت کرد این است که تو وبلاگ های پرشین بلاگ  خیلی محتاط و بی ربط چیز نوشت چون حتا برای نوشتن در وبلاگ دخترم هم باید از فیلتر شکن هایی استفاده کنم که همین سرعت ناچیز اینترنت را ناچیز تر می کنند.

مهران یه چیزی تو نقطه سر خط  نوشته بود که احساسات عمومی را جریحه دار کرده بود. الان یادش افتادم. اسمش بود : تف!

  
نویسنده : ج ; ساعت ۱:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٢٢


از هر دری

 

 

 

Star chart  روی گوشی‌های اندرویدی نصب می‌شود و برای رصد آسمان بی‌نظیر است.

چون روی گوشی نصب می‌شود- و نه مثلن کامپیوتر - روی پشت بام هم در دسترس است. موقعیت جغرافیایی را از جی‌پی‌اس گوشی می‌گیرد و با توجه به زمان، نقشه‌ی آسمان را نشان می‌دهد.

گوشی را به هر طرف که حرکت دهیم تصویر آسمان همان جا را نشان می‌دهد. یعنی چهت و زاویه را تشخیص می‌دهد و مثلن اگر گوشی را با طرف زمین گرفته‌اید،  آسمان نیمکره‌ی جنوبی را نشان می‌دهد.

امکان جست و جوی  سیارات منظومه‌ی شمسی و ستاره‌ها  و کهکشان‌ها و صور فلکی را دارد و یک فلش کوچک جهت حرکت گوشی را نشان می‌دهد. گوشی را در جهت فلش حرکت می‌دهید  تا به مقصد برسد. امتحانش کردم و دقیق است. زوم هم می‌شود. پیدا کردن یک سیاره یا ستاره با این روش خیلی  ساده‌تر از نقشه‌های کاغذی است.

در مجموع یک نرم افزار فوق العاده است که روی یک تلفن همراه با امکانات کافی، بی نظیر است. فقط اگر صفحه‌ی گوشی‌ام بزرگ‌تر بود و می‌شد روی یک سه پایه هم گذاشتش، تمام بود. نه نبود یک تلسکوب و یک آسمان بدون نور مزاحم هم لازم است.

 در آسمان اصفهان با این همه نورهای نارنجی به زور تا  قدر 2  چیزی دیده می‌شود. اما  با این نرم‌افزار، گوشی تلفن مثل یک دستگاه اشعه ایکس است  و  اجرام  آسمان را به راحتی می‌توان پیدا کرد حتا زیر سقف و وسط روز. برای توضیحات اضافه و پیدا کردن اسم‌های لاتین اجرام آسمانی از ویکی پدیا استفاده می‌کنم که آن هم آفلاین و کامل روی اندروید نصب می‌شود. خدایا شکر!

***

یک جور رابطه‌ی عاطفی با سماک اعزل داشتم حتا پیش از آن که بدانم چه قدر محبوب بوده. حتا قبل از این که بدانم  زال هم برای رودابه تعریف کرده که «چه مایه شبان  دیده اندر سماک/خروشان بدم پیش یزدان پاک» که شاید منظورش سماک رامح بوده که مشهورتر از سماک اعزل است. چیزی نمی‌دانستم. خیلی سال پیش یک شب که خیلی غمگین بودم، در افق دیدمش  که تازه طلوع کرده بود و ناگهان بی دلیل همه‌ی غم‌ها محو شدند. انگار  در دل من طلوع کرد. ترویج خرافه نمی‌کنم ولی از همان فردا واقعن  اوضاع رو به راه شد. فردا شب‌اش نقشه را با خودم بردم و اسمش را پیدا کردم و بعدتر فهمیدم چه قدر نیاکان ما دوستش داشته‌اند.

 این فصل در آسمان  شب ما نیست. روی گوشی پیدایش کردم ولی  دیدنش در آسمان چیز دیگری است.  این جوری هم خوب است ولی  مثل معاشرت‌های اینترنتی با دوستانی است که آیکن‌شان  ربطی به لطف  حضورشان ندارد.

 

 

  
نویسنده : ج ; ساعت ۱:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۱٥


لینک

 

امروز دویدم...

در  تنهایی یک دونده ی استقامت بخوانید.

  
نویسنده : ج ; ساعت ۱:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٩


 

گوشی‌های تلفنی که برای خودم  و دیگران می‌خرم از همان اول اشکال دارند. یک گوشی سامسونگ برای اعظم خریدم که زود خراب شد و برای خریدن یک گوشی سونی اریکسون به مامان مشورت دادم که اصلن شارژ نمی‌شد. در مورد گوشی‌های نوکیا هم که سابقه‌ی روشنی دارم. هیچ وقت هم خیری از گارانتی ندیدم. فوقش یکی دوبار که رفت برای تعمیر خسته می‌شوم و مثلن از خیر بلوتوث می‌گذرم. با گذشت زمان بیماری گوشی تشدید می‌شود و کم‌کم خودم هم لج‌بازی را شروع می‌کنم و گوشی را به حال خودش رها می‌کنم و این شروع اولین مشکلات ارتباطی است. معمولن وقتی یکی دو سوتفاهم جدی درست می‌شود به فکر تعمیرش می‌افتم که آن هم موقتی است. کسانی که دلخور می‌شوند واقعن باور نمی‌کنند که من دچار نحسی تلفن‌همراه‌ام. تجربه کمک کرده که دست کم دیگر شماره تلفن‌هایم را از دست ندهم و همیشه یک نسخه روی کامپیوتر ذخیره کنم.

چند روز پیش وقتی گوشی تازه‌ای می‌خریدم، نگران بودم. بعد از خرید، فروشنده گوشی را برای اضافه کردن فونت‌های فارسی گرفت. وقتی برگشتم با ناراحتی گفت  جعبه را برگردانم تا گوشی را عوض کند چون قبلی خاموش شده و روشن نمی‌شود. این بار حتا گوشی را از فروشگاه بیرون نبرده بودم.  همین که آدم حس می‌کند ماوراطبیعه خیلی هم خرافات نیست  باعث دل‌گرمی است.

خریدن یک گوشی اندرویدی با امکانات شگفت‌انگیز، تاکید بیشتری می‌کند بر این که هنوز نمی‌توانم به بعضی  زنگ بزنم. متاسفانه تن هم  سپری در برابر آزردگی جان آدم نیست چه برسد به گوشی و سیستم عامل.

  
نویسنده : ج ; ساعت ۱:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٩


لینک

امروز فکر می‌کنم کسانی که از هرطرف می‌گویند "به برخورد نهایی نزدیک می‌شویم" اگر سابقه‌ی ایرانی بودن دارند، یا آن روزها را فراموش کرده‌اند یا از آن روزها لذت برده‌اند. در هر حالتی که باشد سرزمین ایران با همین آدم‌ها بی همین آدم‌ها متغیرِ بی‌نشانی نیست که در یک معادله‌ی هزارمجهولی رقمی پیدا کند. نه ملک من است نه ملک گوینده‌ی جمله‌ی فوق. می‌دانم حل منازعاتی که پیش آمده به نظر دشوار است اما واضح است که جنگ دشمن بچه‌هاست دشمن زن‌هاست و مگر مردهای بیچاره چه گناهی کرده‌اند؟

  
نویسنده : ج ; ساعت ٢:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٢۱


توهم

 

با خنده می‌گفت بچه‌هامون رفته بودن ناهار بخورن، کتک خوردن و اومدن. ناهار نخورده راه افتادن اومدن.

گفتم شما فرماندارید. از خودتون بپرسید این چه جور مانور حوادث غیر مترقبه است که نمی‌تونه با نظم و بی درگیری اونم توی یه مانور که از مدت‌ها قبل برنامه ریزی شده، به افراد امدادگر خودش غذا بده. چه جوری می‌خوان تو شرایط اضطراری  به مردم آواره و بی پناه کمک کنن؟

جوری با تعجب نگاه کرد که یقین کردم یادش رفته بود برنامه‌ی ناهارشان هم به هر حال بخشی از مانور بوده.

 

بد نبود اگر گاهی آدم خودش را مامور به تکلیف نمی‌دانست و کمی هم به فکر نتیجه بود. مانورهای نظامی و غیر نظامی از اساس نوعی از خاله بازی مخصوص مردان است. در یک مانور نظامی از  صبح تا ظهر سعی می‌کردند یک بالن ثابت را هدف بگیرند و نشد. بعد از ناهار بالن را پایین‌تر کشیدند و آوردند نزدیک‌تر و سر انجام بعد از چند ساعت آتش باری، بالن منفجر شد و سربازان اسلام غریو شادی و تکبیر سر دادند و فرماندهان پدافند هوایی به هم سلام نظامی دادند.   

 غرض از مزاحمت این که این‌ها سربازان ما هستند و آن‌ها امدادگرها و مدیران ما. ناکارآمدی‌شان آن قدر ترسناک نیست که توهم‌شان.

  
نویسنده : ج ; ساعت ۸:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۱


 

 

گفت – با تعجب زیاد - صدام هنوز طرف دار داره. چه جوری آخه؟ عقل شون کجاست؟

کلن هر قومی چون به قوم دیگر می رسد از خود می پرسد: عقل اینا کجاست؟ قبول! ولی حالا انصافن چه بلایی سر عقل ما  میاد؟

  
نویسنده : ج ; ساعت ۱٢:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱۸


سمیه

 

تبت یدا ابی لهب و تب

ما اغنی عنه ماله و ما کسب

سیصلی نارا ذات لهب

 

 

.:  هنوز امیدوارم یکی از رفقا خبر دهد که این ماجرای شلاق زدن خانم توحیدلو و زنجیر به دست و پای ایشان زدن، فقط یک شوخی از  طرف سرهنگان جنگ نرم و ارتش سایبری برادران بوده. جدن هنوز امیدوارم خبر  درست نباشد.

  
نویسنده : ج ; ساعت ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٢٤


 

 

 

دریاچه پریشان را دیده ام و چهار سال پیش باورم نمی شد روزی بیابان شود. بهبهان که بودیم رودخانه منصوریه را دیده بودم و پارسال آن کانال سیمانی خشک وباریک را که زباله دانی شده بود  دیدم و  شک کردم که شاید اشتباه آمده ایم. چشمه های پر آب خوانسار را دیده بودم و نمی دیدم روزی بروم و آب در لوله های شهر نباشد و بگویند آب را  با  تانکر از گلپایگان می آورند.

 

دست کم در مورد زاینده رود مشکل فقط خشک سالی نیست. بارندگی های متوسط سی ساله  از نیاز معمول کم تر است . آب شاید تنها موردی است که دخل اصفهان کمتر از خرج اش است. این کسری یا از سرچشمه های کارون جبران شده یا از سفره های زیر زمینی که حالا این دو منبع هم خالی تر شده اند. شنیدم که جایی که قبلن با سه چهار متر حفاری به آب می رسیدند، حالا پنج میلیون تومن خرج کرده اند برای چاه عمیق تر و این چاه بعد از ده دقیقه انتظار می تواند به مدت یک دقیقه آب بدهد و طرف از خوش حالی گوسفند قربانی کرده.

ظاهرن کسی حریف حفاری چاه های غیر مجاز یا برداشت غیرمجاز از چاه های مجاز و نصب کنتور برای چاه ها نیست. عجیب هم نیست، تا حالا معمول بوده هرچه روی زمین کم داشته ایم  از زیر زمین جبران کرده ایم.

 

قرار شده  یک هفته ای  آب رودخانه را باز کنند. شاید بیشتر برای حفظ درختان حاشیه ی زاینده رود. همین یک هفته هم به اکراه بود چون برای پاییز بارش خوبی پیشبینی نشده و ذخیره ی آب مهم  است. کم کم حرف زدن از دریاچه‌ی اورمیه مصداق اقدام  علیه امنیت ملی می شود و وضع زاینده رود هم دور از این نیست. می شنوم که فلان  امام جمعه در خطبه ها به نماینده های شهر شان  پرخاش کرده که دیگر نمی تواند جواب مردم را بدهد و جای دیگر  کشاورزها علیه دبیر ستاد حوادث شعار داده اند یا یقه ی رییس آب منطقه ای را گرفته اند یا استاندار و کسی نمی داند چه کند. از قضا سد های کوچک و بزرگ مان  صفرا  فزودند و حالا همه به تونل ها و لوله های انتقال آب دل خوش کرده اند که بی دعوا هم نیست. بدون حساب یزد و کرمان که نمی دانم واقعن چه قدر آب می برند، اصفهان و چهار محال و خوزستان سه قلندر اند و یک زردکوه.  

 

 

  
نویسنده : ج ; ساعت ۳:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۸


یاکریم مقدس

 

 

 

 

 دو حلزون بزرگی   که از رامسر آورده بودیم  به طرز مشکوکی در جعبه‌شان خورده شدند. مظنون اصلی یاکریم مقدس ساکن بالای کولر بود.

‌ مدتی هم بود که یک گنجشگ سعی می‌کرد گوشه‌ی بالکن‌مان نزدیک لانه‌ی یاکریم برای خودش لانه‌ای دست و پا کند. یک بار از پشت پنجره شاهد درگیری‌شان روی لبه‌ی بالکن  بودم. یاکریم اجازه نمی‌داد گنجشک به لانه‌اش نزدیک شود. در روزهای بعد گنجشک‌ها در غیاب یاکریم لانه‌شان را تکمیل کردند اما سرانجام تسلیم شدند و دیگر نیامدند. سری به لانه‌شان زدم دیدم خراب شده. شک‌ام به همین یاکریم سبک مغز است. ناراحت‌مان کرد. مخصوصن که تصور می‌کردم  وقتی لانه‌ی آن دو گنجشک بیچاره را ویران می‌کرده و تخم‌های بی گناه را پرت می‌کرده چه  قیافه‌ی معصوم   و ابلهی داشته.

 

  
نویسنده : ج ; ساعت ۱٠:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۳۱